خرید بک لینک

شال و جان رمیده

چون بخت فرو بسته شد از فال تو مست

شد مرغ دلم ز دانهء خال تو مست

خوش موی تو می کشد به ره جان مرا

آشفته، رها، رمیده بر شال تو مست

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 3:38

مي آمـد و باز مسـت و دل باخته بود

از نوش لب آن كه كار من ساخته بود

چون شال سرش، دلم به صد شيوه فكند

از گـردن خويش و دستـم انداخته بود

#بهروز_نصرآزاداني

عشق را تنها جايي ميتوان يافت كه آزادي و مسئوليت پذيري با هم كار كند.

هنري كلود

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 3:38

باغ عشق بر سر غنچه تاب از دگران برده عشق مرغ سيپاره دل بس جگر افشرده عشق بند بندش به فغان از ستم و خشم خزان بال و پر بسته به زنجير گره خورده عشق بوسه ميزد به لب نوگل پرپر كه هنوز مينهد بار گران از

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 3:38

آب شوم، آب شوم، رنگ ميِ ناب شوم گاهِ گل انداختناش، شبنم بيتاب شوم چرخ زدم گرد سمن تا سخنش با دل من گل كند آن غنچه دهن سبزه سيراب شوم رنگ شوم تا بپرم، سر به سياهي سپرم از دل تاري گذرم، خانهي مهتاب

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 3:38

ناي برنامهريزي در نينواي مديريت ما را باش كه روزگار آزگاري است بر ديوار مديريت و برنامهريزي يادگاري مينويسيم! هر چند «گاهي گمان نميكني ولي خوب ميشود»، اما بماند كه بارها و بارها ديدهام «گاهي نمي

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 3:38

صفحه بندی